غلامعلى صفايى
13
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
معناى حروف است كه مورد نياز به بحث مىباشند . اينجا سؤالى در اذهان ايجاد مىشود كه اگر اين كتاب و همچنين اين باب پيرامون مباحث علم نحو است ، چرا در اين باب در مورد تفسير و معانى كلمات ، بحث مىشود در حالى كه علم نحو عبارت است از « علم بأحوال أواخر الكلمات إعرابا و بناء » و تبيين معانى كلمات از شؤون علم لغت مىباشد ؟ جواب : بايد دانست كه اوّلا : فلسفهء تدوين علم نحو ، درك صحيح معناى مراد از كلام مىباشد . به همين جهت ، إعراب ، مظهر عناوين كلمات در جمله و مبيّن كيفيت ارتباط كلمات و جملات با يكديگر است ؛ بنابراين عدم توجّه به معانى كلمات در جمله ، باعث عدم درك صحيح معناى آن مىگردد . و چون علم لغت - همانطور كه در كتب متقدّمين علم لغت ملاحظه مىشود - تنها از معانى افعال و اسماء بحث مىكند ، و معانى حروف را مورد تحقيق قرار نمىدهد ، علماى علم نحو به جهت جبران اين مطلب از معانى حروف و اسماء متضمن معناى آن بحث مىكنند . و ثانيا : در بسيارى از حروف و اسماء ، معانى آنهاست كه موجب اعطاى حكم نحوى خاصى به آنها مىگردد ، مثل كلمهء « يا » كه به جهت داشتن معناى فعل « أدعو » داراى قدرت إعمال بر اسم بعد از خود مىگردد ، بنابراين بحث معنا در اين باب ، مقدّمهء طرح احكام صناعى كلمات مىباشد . و ثالثا : عدم توجّه به معناى كلام و جملات و تنها مراعات قواعد صناعى و فنّى علم نحو ، موجب اشتباه در درك مراد واقعى متكلّم مىگردد . به همين علّت در ابتداى باب پنجم از كتاب ذكر مىگردد : يكى از جهاتى كه بر شخص معرب و نحوى اعتراض مىشود ، اين است كه مراعات صناعت علم نحو كند و ملاحظه معنا ننمايد . در حالى كه علم نحو ، جهت رسيدن به درك مراد واقعى متكلّم و نويسنده تدوين شده است ، بنابراين بحث هماهنگ معنا و احكام ، روش صحيح تحقيق نحوى پيرامون مفردات مورد بحث در اين باب مىباشد . و بايد دانست كه چون 104 كلمه در باب اوّل - به غير از اقسام هريك -